از بزرگترهامون شنیدیم که در یکی از طوایف لر ...خانی بسیار ظالم و زورگو بود ..یه روز این خان برای گرفتن خراج و مالیات به یکی از طوایف سفر میکند ..همراه با چند تا محافظ و ...
خان دستور بقول ما بختیاریها (چاق کردن قلیون داد )یعنی برایش قلیون بیاورند ....
شیر زنی میان اون طایفه قلیون رو چاق کرد و لخت مادر زاد جلوی مردان قبیله خود به نزد خان رفت و همینکه جلوی خان رسید دستش را جلوی ناموسش گرفت ...خان علت را پرسید ؟؟؟؟؟؟
زن گفت اینها که من جلویشان لخت آمدم همگی مثل من زن هستند ...و دلیلی نداره که من جلوی زنها ناموس خودم را بپوشانم ....فقط جلوی شما که مرد و نامحرم هستین ...ناموسم را پوشیدم ...
خان به فکر فرو رفت و فهمید که جای ماندن نیست ...و زن با اینکارش باعث به غیرت در آوردن مردان قبیله اش شده است ...
خیلی زود از آن قبیله فرار کرد و جان سالم بدر برد ...
ای کاش ...................
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 2:13 توسط محسن رحیمی
|

